مرتضى مطهرى

102

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

بحث نداريم ، بحث سر اين اصل كلى است : آيا همين عاملهاى محدود مادى كه ماديين نشان مىدهند ، اينها مىتوانند علتهاى كافى باشند يا اينها جزء علت‌اند ؟ آنها مىگويند تمام علت‌اند ، ديگرى مىگويد جزء علت ، يا اگر نگويند جزء علت ، به تعبير بالاترى مىگويند . آيا اين علتها اگر تحت تسخير و تدبير يك علت ما فوق نباشند ، كافى هستند براى به وجود آوردن اين معلول يا بايد اين علتها تحت تسخير و تدبير يك علت ما فوق باشند تا بتوانند اين معلول را به وجود آورند ؟ بنابراين ما روى آنها بحث نداريم . ماديين هر وقت ثابت كردند كه همين عواملى كه ما الآن داريم نشان مىدهيم ، براى به وجود آمدن معلول كافى است ، حرف خودشان را ثابت كرده‌اند ، و الا اينكه دترمينيسم چنين است ، خوب باشد . آن وقت حرف آخرى كه در جواب دكتر . . . گفتند برگشت به اين حرف بود . صحبت همين است كه آيا تركيباتى كه در اوّلين سلول حياتى كه در عالم پيدا شد - كه بعد از آن ساير موجودات نتيجه و انشعاب شد - پديد آمدند ، كافى هستند كه علت باشند براى اينكه آنچه كه بعد به وجود آمده است به وجود بيايد يا اينكه اينها براى اينكه تمام علت باشند كافى نيستند ، حد اكثر [ اين است كه ] استعداد به وجود آورده ؟ قوّه هم كه ايشان مىگويند به معنى استعداد است . يعنى چه ؟ يعنى فرق آن سلول اوّلى با يك تودهء انباشتهء خاك اين بوده است كه آن تودهء انباشتهء خاك استعداد « شدن » يعنى پذيرفتن را نداشته و اين ، استعداد پذيرفتن را دارد ، نه اينكه در اين ، قوّه و نيروى ايجاد كردن هست و در آن ، قوه و نيروى ايجاد كردن نيست ، حد اكثر فقط استعداد « شدن » يعنى پذيرش در آن پيدا مىشود . پس اين بيان آخر ، خودش رد آن بيان اوّل است يعنى آنجايى كه محل اختلاف خودتان را با ماديين ذكر مىكنيد ، در واقع در يك امر صغروى بيان مىكنيد ، مىگوييد اين علتهايى كه شما نشان مىدهيد من هم قبول دارم ، اصل علّيت را من هم قبول دارم ، اصل جبر علت و معلولى را من هم قبول دارم ، اصل دترمينيسم را من هم قبول درام ولى صحبت در اين است : آيا اين عاملهايى كه ما الآن مىشناسيم ، براى به وجود آمدن اين معلول كافى است يا كافى نيست ؟ حساب احتمالات هم كه به كمك شما مىآيد اين جور به كمك شما مىآيد ، مىگويد عاملهاى موجود كافى نيست - فقط مىگويد عاملهاى موجود - چون عاملهاى موجود اگر بخواهد كافى باشد بايد [ در اثر ] تصادف به وجود آمده باشد . پس عامل ديگرى غير از عاملهاى موجود بايد باشد و دخالت داشته باشد تا اين شىء به وجود بيايد .